محمد الريشهري
53
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
خُرده مىگرفتم ، تا آن كه روزى در مجلس عمويم حسين ، « 1 » حاضر شدم و خواستم در همين باره سخن بگويم كه او گفت : پسر جان ! من هم مانند تو سخن مىگفتم تا آن كه مرا براى فرماندارى قم فرا خواندند ؛ زيرا كار آن جا بر خليفهء عبّاسى [ مقتدر ] دشوار شده بود و اهالى آن جا با هر كه از جانب حكومت به آن جا مىرفت ، مىجنگيدند . پس به من لشكرى دادند و من به سوى آن جا بيرون آمدم . هنگامى كه به منطقهء طزر « 2 » رسيدم ، براى شكار بيرون رفتم كه شكارى از دستم گريخت . من در پىاش رفتم و آن قدر آن را دنبال كردم تا به رودى رسيدم . به آب زدم و هر چه پيشتر رفتم ، رود ، پهنتر مىشد . در اين حال بودم كه سوارى بر من وارد شد . او اسبى خاكسترى زير پا و عمامهء خز سبزرنگى بر سر داشت ، به گونهاى كه جز چشمان او را نمىديدم ، و در پاهايش نيز دو كفش قرمز رنگ بود . به من فرمود : « اى حسين ! » و نه به من فرمانى داد و نه مرا با كنيه خواند . گفتم : چه مىخواهى ؟ فرمود : « چرا بر ناحيه [ ى مقدّسه ] خُرده مىگيرى و چرا خُمس دارايىات را از يارانم باز مىدارى ؟ » .
--> ( 1 ) . حسين بن حمدان بن حمدون تغلبى عدوى : از اميران شجاع و پيشگام در دوران عباسيان است . او عموىسيف الدوله حمدانى است ، و نخستين كسى است كه پادشاهى اش در بنى حمدان شكل گرفت . خلفاى عبّاسى ، براى هر كار مهمّى ، او را نامزد مىكردند . مقتدر عبّاسى ، به سال 296 ق ، او را مأمور جنگ در قم و كاشان كرد ، و در زندان مقتدر ، با شكنجه سربريده شد . حكومت او در سال 306 بود ( ر . ك : أعيان الشيعة : ج 5 ص 491 ش 1132 ، العبر : ج 1 ص 431 و 435 و 444 و 451 ، الأعلام ، زركلى : ج 2 ص 236 ) . ( 2 ) . در برخى منابع ، طرز و طرّ و نهر به جاى طزر آمده است و محلّ واقع شدن آن ، اختلاف است . عدهاى معتقدندكه طزر در مرج القلعه در استان خراسان واقع شده است . در بحار الأنوار : طرز آمده است كه نام سه محل است : 1 . در مرو ؛ 2 . در اصفهان ؛ 3 . در نزديكى اسبيجاب در ماوراء النهرين ( ر . ك : قاموس : ج 2 ص 180 ، معجم البلدان : ج 5 ص 101 ، وفيات الأعيان : ج 4 ص 308 ) .